سيد محمد دامادى

456

شرح بر تركيب بند جمال الدين محمد بن عبد الرزاق در ستايش رسول اكرم ( ص ) ( فارسى )

همانطور كه سنّت ديرين فارسى زبانان بوده است آن را با ياء هم تلفّظ كنند تا تعليم خطّ و سواد به نوآموزان تسهيل شود . و هرگاه در مقابل مقصور ، ممدودى نباشد مانند « صغرى » و « كبرى » كه به معنى علمى و وصفى هر دو در فارسى معمول است ، آن را كه علم خاصّ است ، به صورت ياء و آن را كه به معنى وصفى كوچك و بزرگ است ، باز به همان صورت الف كشيده ، بنويسند . و به طور كلّى در خصوص أعلام خاصّ از قبيل « موسى ، عيسى ، مصطفى ، مرتضى » و امثال آن به عقيدهء نگارنده اگر به صورت ياء بنويسند ، غلط نيست . بخصوص كه اين كلمات محدود و معدود است و ياد گرفتن آن براى مبتديان هم ، چندان صعوبت ندارد . مضافا به اين كه پاره‌يى از اين اسامى نظير « مصطفى » و « مرتضى » به معنى اصلى وصفى يعنى برگزيده و پسنديده هم در فارسى استعمال مىشود ، و در اين معنى بايد آن را با الف كشيده نوشت تا از مفهوم علمى ، ممتاز باشد . واضح است كه اگر كلمه‌يى با تركيب عربى در فارسى استعمال شود . مانند « على حدّه ، على هذا ، على رغم ، إلى غير النهايه » و نظاير آن ، در املاء و رسم الخط هم تابع عربى است يعنى با همان صورت ياء نوشته مىشود . و بالجمله من معتقدم كه الف مقصوره در فارسى امروز همانطور كه قدما معمول داشتند به صورت الف كشيده نوشته شود مگر در الفاظ متشابه كه براى احتراز از التباس بايد يكى را به صورت الف و يكى را به صورت ياء بنويسند و مانند قدما با ياء هم تلفّظ كنند . و در موردى كه الف به صورت ياء نوشته مىشود و آهنگ الف دارد ، لا اقلّ آن علامت را كه « الف خنجرى » مىگويند ، در كتابت فراموش نكنند تا كار تعليم و تعلّم خطّ و زبان فارسى ، از اين كه هست ، آسان‌تر گردد . در خصوص الف ممدود هم نگارنده معتقد نيست كه شكل همزهء آخر كلمه را همه جا حذف كنند - چرا كه در خطّ قديم فارسى هم اين شكل معمول بوده است . امّا دو نكته در اينجا هست : يكى اين كه كتابت اين علامت ، مخصوص حالت وصف و اضافه بود نه در همهء مواضع . ديگر آن كه شكل در رسم الخطّ قديم ، اصلا همزهء عربى نيست بل‌كه ياء كوچك ابترست كه در كتابت به همزهء عربى مشتبه شده است . و از اين جهت مىبينيم كه آن را در